العلامة المجلسي
52
عين الحيات ( فارسى )
امّا اين عبادات در درجهء نقص است ؛ زيرا كه اين مرد خود را پرسيده فى الحقيقة نه خدا را ؛ زيرا كه مطلبش دفع ضرر از خود است ، و جلب نفع به سوى خود بسيار است ، كه عملى را مىشنود كه احاديث بسيار وارد شده است كه باعث قرب به خدا مىشود ، يا باعث خوشنودى خدا مىگردد ، مطلقا محرّك در نفس ايشان به هم نمىرسد ، و اگر بشنود كه هركه فلان عمل را بهجا مىآورد كاسهاى در بهشت به او مىدهند ، با نهايت رغبت بهجا مىآورد . و اگر كسى را حق سبحانه و تعالى از اين مرتبه نجات بخشد ، درجات مختلفه بالاتر از اين هست . اوّل : عبادت شاكران است ، كه ملاحظهء نعمتهاى غير متناهى باعث عبادت ايشان است ، چه عقل حكم مىكند كه شكر منعم واجب است ، خصوصا چنين منعمى كه جميع نعمتها منتهى به او مىشود ، و اصل نعمتها كه وجود است از اوست ، و جميع اعضا و جوارح و قوى از عطاياى اوست ، و جميع آسمان و زمين و كواكب و آفتاب و ماه و عرش و كرسى و ملك و جنّ و وحوش و طيور را از براى منفعت بنى آدم خلق كرده ، و در هر لحظهاى بر بدن هر فردى از افراد بشر در حفظ و تغذيه و تنميه چندين هزار نعمت دارد ، و بر روح محبّان و دوستان در هر آنى صد هزار نوع لطف و رحمت از افاضات و هدايات و توفيقات مىفرمايد ، و در عين كفران و معصيت منع لطف خود نمىفرمايد . چنانچه در خبر آمده كه : خدا با هريك از بندگان به نوعى لطف مىفرمايد كه گويا به غير اين بنده بندهاى ندارد ، و هزار گونه احتياج به او دارد ، با آنكه خالق جميع بندگان ، و بىنياز از عالميان است ، و بنده با خداوند به نوعى سلوك مىنمايد كه گويا خدايان ديگر دارد ، و به او هيچ احتياج ندارد ، با اينكه خداوندى به جز او ندارد ، و مالك ضرر و نفع او به غير او نيست . و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : جمعى عبادت الهى كردند براى